یاشار کمال پدر ادبیات ترکیه درگذشت «یاشار کمال» در ایران

نویسنده شهیر کردتبار و پدر ادبیات ترکیه دیروز در بیمارستان دانشکده پزشکی استانبول در سن 92 سالگی درگذشت. خبرگزاری رسمی ‌آناتولی اعلام کرد یاشار کمال به دلیل نارسایی ریوی و آریتمی ‌قلبی فوت کرده است. بر این اساس وی از 14 ژانویه در بیمارستان استانبول بستری‌شده بود.پزشک معالج وی به رسانه‌ها گفت در هفته گذشته سلامت وی رو به وخامت گذاشت و پس از نارسایی ارگان‌های اصلی بدن و از جمله ریه و قلب، درگذشت. رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهوری ترکیه به خانواده نویسنده فقید تسلیت گفت. از یاشار کمال ، آثار متعددی به فارسی ترجمه شده است؛ از ثمین باغچه‌بان تا رضا سیدحسینی آثار او را به فارسی برگردانده‌اند. به گزارش بخش ادبیات و نشر ایسنا، کتاب‌شناسی آثار ترجمه‌شده این نویسنده مطرح ترکیه که از او به عنوان نامزد دریافت نوبل ادبیات یاد می‌شود در پی می‌آید. یاشار کمال با ترجمه‌ رمان بسیار معروف «اینجه ممد» با ترجمه‌ ثمین باغچه‌بان در مجموعه‌ کتاب‌های جیبی زیرمجموعه‌ نشر امیرکبیر به فارسی‌زبان‌ها و ایرانی‌ها معرفی شد. این کتاب هم‌اکنون در بازار موجود نیست و در شمار آثار نایاب است. این اثر که روایت شورش و اعتراض است نخستین‌بار سال ۱۹۵۵ به صورت پاورقی در روزنامه جمهوریت، چاپ استانبول، منتشر شد. ممد نوجوان، شخصیت اصلی داستان، در فرایند روایت به شخصیتی پخته و جاافتاده بدل می‌شود؛ شخصیتی که علیه ظلم ارباب‌ها بر رعیت‌ها طغیان می‌کند و تاوانی سنگین هم می‌پردازد. این روایت بازتاب روزگاری از گذار ترکیه از جامعه‌ سنتی و فئودالی به دوران تجدد با نظم سیاسی و اقتصادی دیگر است. «پرندگان نیز رفتند» دیگر اثر این نویسنده با ترجمه مصطفی ایلخانی‌زاده در نشر ثالث اواخر دهه 70 خورشیدی به فارسی منتشر شده است. این رمان یاشار کمال روایتی نمادین است از شغلی ورافتاده و سبکی از زند‌گی گم‌شده در هجوم مدرنیسم. مانند «اینجه ممد» در این روایت هم شخصیت‌های اصلی داستان نوجوان هستند؛ سه نوجوان هر کدام از راهی و گذشته‌ای در روایت یاشار کمال در شهر استانبول به هم می‌رسند. سلیمان، سمیح و خیری نوجوان‌های داستان برای کاسبی و پول درآوردن، در فلوریا چادر زده‌اند و انبوه پرند‌گانی را که در آن فصل سال در آن‌جا هستند به تور می‌اندازند. گاهی شاهین یا پرنده کم‌یابی شکار می‌کنند و چندصد لیره‌ای گیرشان می‌آید، اما بیش‌تر اوقات فقط پرنده‌های ریز بی‌قیمت گرفتار تور می‌شوند. این پرنده‌ها ارزشی ندارند؛ فقط می‌توان آن‌ها را در قفس انداخت و به شهر برد و دانه‌ای دو و نیم لیره به کسانی فروخت که دل‌شان می‌خواهد آن‌ها را آزاد کنند، اما...«به من نگاه کن برادر!» با ترجمه‌ اسد بهرنگی اواخر دهه‌ 80 در نشر ابتکار نو با همکاری جادوی قلم منتشر شده است. این اثر مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه این نویسنده است. در داستانی که عنوانش برای کتاب هم انتخاب شده است، نویسنده داستان مردی را روایت می‌کند که پس از سال‌ها کارگری در شهری دور و به دست آوردن پول بسیار، می‌خواهد با قطار به روستای خویش برگردد. در کوپه او دختر و پسر جوانی هستند که بسیار آرام و بی‌صدا، کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و آن‌گونه که از ظواهر برمی‌آید، دختر به بیماری سختی گرفتار آمده است. مرد سر سخن را باز کرده و درمی‌یابد که دختر بیماری لاعلاجی دارد و پزشکان تجویز کرده‌اند از صمغ درخت صنوبر استفاده کند... این کتاب 19 داستان دارد؛ از جمله داستان‌های «گرمای جانکاه»، «پشه»، «شلوار سفید»، «درناها»، «شکارچی»، «جالیز مراد» و «ورود آرام».«قهر دریا» ترجمه رحیم رئیس‌نیا اوایل دهه‌ 70 در نشر نگاه منتشر شده و الآن نایاب است. نویسنده چپ‌گرای ترک در این اثر هم مانند دیگر آثارش دغدغه‌های اختلاف طبقاتی‌اش را دنبال می‌کند و تصویری از شکاف‌ها و گسست‌های طبقاتی در ترکیه به دست می‌دهد.«ستون خیمه» دیگر اثر این نویسنده است که به قلم رضا سیدحسینی با همکاری جلال خسروشاهی در نشر نگاه منتشر شده است. چاپ دوم این اثر در سال 1368 منتشر شده و از آن زمان تاکنون تجدید چاپ نشده است، از این‌رو نسخه‌هایی از آن در بازار نیست. رضا سیدحسینی در مقدمه‌ این کتاب آورده است: «آثار یاشار کمال اگرچه از متن سرزمین و جغرافیایی محدود و مشخص برآمده‌اند، اما ساختار و محتوایی جهانی دارند.او در مراسم دریافت جایزه صلح ناشران و کتاب‌فروشان آلمان در اکتبر 1997 خود را این‌گونه معرفی می‌کند: «من مردی اهل هنر و شعر و عاشیق هستم.از زمانی که خودم را با این هنر مشغول کرده‌ام، تمام تلاشم را به کار گرفته‌ام که آن را به بهترین وجه ممکن انجام دهم. گفتم مردی اهل هنر و شعر و عاشیق هستم نه ادبیات. زیرا قبل از این‌که نوشتن را شروع کنم، نقال و عاشیق بودم.» کتاب «بگذار خارستان بسوزد» با ترجمه‌ ایرج نوبخت اواخر دهه‌ 60 در نشر نی منتشر شده است. بخش مهمی‌از روایت‌های یاشار کمال پای در کودکی و نوجوانی سخت و صعب این نویسنده ترک دارد و از این جهت شباهت نزدیکی به هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده ایرانی دارد که عموما از گذشته‌ها و کودکی و نوجوانی‌اش می‌نویسد؛ یاشار کمال هم این خصلت را تمامی‌آثارش دارد. در روایت «بگذار خارستان بسوزد» نیز ما شاهد حضور شخصیت‌های اصلی و فرعی از میان نوجوان‌ها هستیم.«شاهین آناوارزا» دومین اثر این نویسنده است که با ترجمه‌ ایرج نوبخت چاپ سوم ان در اواخر دهه‌ 60 در نشر نی منتشر می‌شود.همچنین رمان «ارباب‌های آقچاساز» در دو مجلد با ترجمه‌ رحیم رئیس‌نیا اوایل دهه‌ 80 در نشر دنیای نو منتشر شد. برخی از منتقدان از این رمان یاشار کمال، به عنوان نقطه عطفی‏ در دوران نویسندگی وی یاد می‌کنند و این رمان را یکی از آثار مهم او توصیف می‌کنند. روایت این رمان، داستان درویش‌بیک است؛ مردی تحصیل‌کرده با خصلت‌های خوب و بد بسیار. برادر وی در نزاعی کشته می‌شود و او درصدد انتقام برمی‌آید و ... یاشار کمال در این رمان سنت‌های اشتباه را به چالش می‌کشد.کتاب «سربازان خدا» دومین مجموعه‌ داستان از یاشار کمال است که به فارسی ترجمه و منتشر می‌شود. این اثر را عین‌له غریب ترجمه و در نشر گیسا منتشر کرده است. «کاشکی زرافه رو نزنن»، «شبی که هوا بدجوری شرجی بود»، «شبیه قدیر که شاگرد آهنگری بود»، «سربازهای خدا همه چیزشون با بقیه فرق می‌کنه»، «سر بریده»، «انگار پرنده می‌بارید اون روزا از آسمون» و «یه تیکه آهن آبدیده» از داستان‌های این مجموعه است. غریب در مقدمه‌ این کتاب نوشته است: «در این کتاب شاهد هشت داستان یا بهتر است بگوییم گزارش مستند هستیم که حاصل مصاحبه‌ نویسنده با کودکان به اصطلاح خیابانی است؛ کودکانی که هر کدام به دلایل خاص مجبور شده‌اند دور از هر خانه و کاشانه‌ای در کنج پارک‌ها و زیر پل‌ها و لابه‌لای صخره‌های موج‌شکن مسکن کرده و برای گذران ساده‌ترین امورات زندگی روزمره با دشوارترین مسائل و مصایب ممکن مواجه شوند؛ مسائل و مصایبی که یاشار کمال در این اثر به ساده‌ترین شکل ممکن از زبان خود این کودکان به چند و چون آن‌ها می‌پردازد.داستان «پرنده‌ای با یک بال» با ترجمه‌ مریم طباطبائی‌ها در سال جاری در نشر پوینده منتشر شده است. یاشار کمال درباره‌ این اثرش می‌گوید: «من همیشه ترس و هراس داشتم. وقتی داشتم این رمان را می‌نوشتم، از احساس ترس درونی‌ام دوری می‌کردم. بالای شهری که من خدمت سربازی‌ام را گذراندم‌، صخره‌ بزرگی قرار داشت. همه‌ مردم از ترس این‌که تکه سنگ روی‌شان بیفتد‌، زنجیره‌هایی را اطراف آن می‌بستند. سال‌هاست می‌خواستم راجع به این احساس، داستانی بنویسم.»همچنین دوره دوجلدی «آن‌سوی کوهستان» از دیگر آثار این نویسنده است که به قلم رضا سیدحسینی و با همکاری جلال خسرو شاهی ترجمه و در نشر زمان منتشر شده است.

 

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
 
دیدگاه کاربران :
تاکنون هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است !
مطالب دیگر این شماره
:: حسین علیزاده: هم دولتیم، هم ملت!
:: یاشار کمال پدر ادبیات ترکیه درگذشت «یاشار کمال» در ایران
:: آسیب شناسی خانواده از منظری دیگر
:: مدیرکل آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال: هر ساعت 81 ازدواج، 18 طلاق
 
3 visitors online
شما در اینجا قرار دارید :
شماره : شماره591
تاریخ : یازدهم اسفند ماه هزار و سیصد و نود وسه
سال : 1393
پر بازدید ها
با اضافه شدن ۸۵کاروان جدید؛ ثبت‌نام کاروان‌های عمره در تهران آغاز شد
امان از درد شست پا!!
همه ی ما 3 اکتاو صدا داریم
پردرآمدترین شغل‌های ایران را بشناسید
با صدای یوگی، گلویت را آزاد کن
آواز و آگاهی
تماس با ما
درباره ما
اخبار
نگاهي به فيلم يك روش خطرناك؛ انساني بس بسيار انساني
پیوند ها
ایران طراح
تابناک
فارس نیوز
خبر آنلاین
قانون
صفحه اصلی   |   درباره ما   |   اشتراک   |    اخبار   |   جستجو   |   تماس با ما
Error
طراحی سایت و میزبانی وب : ایران طراح